جمعه

کارش توی زندگی این بود بردارد بگردد، امپراتورهای زندگی خودش را پیدا کند، توی هر چیزی برود زیر سلطۀ دست‌نایافتنی‌شان. همیشه کم بیاورد یعنی.


_از قلّ و دلّ‌طورها.