جمعه

.

     بشر چشم‌بسته متحملِ زمان حال می‌شود. فقط اجازه دارد آن‌چه را هم‌اکنون در حالِ تجربه‌کردنِ آن است حس کند، و حدس بزند. تازه، بعد که رشته‌ها پنبه می‌شود، می‎تواند نگاهی به گذشته بیندازد، و آن‌چه را تجربه کرده کرده، و معنایی را که داشته است، دریابد. 




عشق‌های خنده‌دار، میلان کوندرا. بفارسی؛ فروغ پوریاوری. انشارات روشن‍‌گران و مطالعاتِ زنان. 1371.

سه‌شنبه

کارکردِ رمان

من معتقدم رمان می‌تواند چیزی را بگوید که آن را به هیچ شیوه‌ی دیگری نمی‌توان گفت... هدفِ رمان توصیفِ جامعه نیست، زیرا مسلماً برای این‌ کار راه‌های به‌تری هست. یا توصیفِ تاریخ... رمان‌نویسان نیامده‌اند تا استالینیسم را بکوبند. چون سولژنیتسین می‌تواند با اعلامیه‌های خود این کار را بکند. اما رمان تنها وسیله‌ای است که با آن می‌توان وجودِ انسانی را با تمامِ جنبه‌هایش تشریح کرد، نشان داد، تحلیل کرد و پوست کَند. من هیچ فعالیت ِ دیگر روشن‌فکری را نمی‌شناسم که دارای این توانایی باشد... زیرا رمان در ارتباط با همه‌ی نظام‌های فکری نوعی شکایت ِ ذاتی دارد.



مصاحبه‌ای با میلان کوندرا، یان ماک‌ایوان، میلان کوندرا. بترجمه‌ی احمد میرعلایی. دماوند، 1364.

چهارشنبه

جهنم:

غم‌انگیزترین کشف و دستـ‍اورد زندگی‌م را برای‍ت می‎گویم: قربانیان ابداً به‌تر از حاکمانِ ستم‍‌گرِشان نیستند. می‌توانم وارونه‌‌شدنِ نقش‌ها را در ذهن مجسّم کنم. می‌توانی آن را نوعی گرایش به عذرِ موجّه، تلاشی برای دررفتن از مسئولیت، و انداختنِ همه‌ی تقصیرها به گردنِ خالقی که بشر را این‌گونه که هست، درست کرده، بنامی. و شاید خوب باشد که تو ماجرا را این‌طوری می‌بینی. زیرا رسیدن به این نتیجه که میانِ مجرمان و قربانیان‌شان، هیچ تفاوتی وجود ندارد، رسیدن به حالتی است که از هر گونه امیدی دست می‌شویی، و این عزیزم، یکی از تعاریفِ جهنم است.




مهمانی ِ خداحافظی، میلان کوندرا. بفارسی؛ فروغِ پوریاوری. انتشارات روشن‍‌گران و مطالعاتِ زنان. 1386.