پسره پیش خودش فکر میکرد جنس کهنه را اندازه دو سوم قیمت ورژن نویش قالب کند. البته نه به این شدت که میگویم. ولی دیروز گفتهبود 300. حالا امروز 350. چه اشتهایی داشت. راستش گمان نمیکردم به این قیمتها بتوان یکی تقریبن نویِ نویش را خرید.
یک سال پیش خریده بود. اصلن هم بلد نبود باهاش کار کند. نمیدانم چرا خریده بود. میگفت دوستش خریده برایش؛ کادو خریده یعنی؟ خب تو گفتی بهش که بخرد. مگر دست محمد ندیده بود؟ محمد دو سال پیش خریده بود. همه دانشگاه هم میدانستند او یکی از آن دارد و خیلی هم راحت باهاش کار میکند. حالا این ها به کنار، ولی دلیل نمیشد که چون تمایل من را به خرید ماشین حسابش میبیند، سر قیمت را بکشد بالا. من هم البته کمی انصاف ذاتی دارم! نخواستم ناراحت شود. گفتم بالاخره مال مالِ اوست. هر چه او گفت؛ جهنم؛ از 310 بالاتر نمیآیم. کـلـَـسپَدِ 330 را 310 خریدم. ناراحت میشدم اگر کمی از 300 بالا نمیآمدم. راستش کمی به تیپ و قیافهش "رحمم" آمد؛ پسره چاق؛ چاق بد فرم؛ با زبانی که درست نبود؛ موقع حرفزدن تته پته هم داشت کمی؛ و عینک تقریبن تهِ تهاستکانی.
یک سال پیش خریده بود. اصلن هم بلد نبود باهاش کار کند. نمیدانم چرا خریده بود. میگفت دوستش خریده برایش؛ کادو خریده یعنی؟ خب تو گفتی بهش که بخرد. مگر دست محمد ندیده بود؟ محمد دو سال پیش خریده بود. همه دانشگاه هم میدانستند او یکی از آن دارد و خیلی هم راحت باهاش کار میکند. حالا این ها به کنار، ولی دلیل نمیشد که چون تمایل من را به خرید ماشین حسابش میبیند، سر قیمت را بکشد بالا. من هم البته کمی انصاف ذاتی دارم! نخواستم ناراحت شود. گفتم بالاخره مال مالِ اوست. هر چه او گفت؛ جهنم؛ از 310 بالاتر نمیآیم. کـلـَـسپَدِ 330 را 310 خریدم. ناراحت میشدم اگر کمی از 300 بالا نمیآمدم. راستش کمی به تیپ و قیافهش "رحمم" آمد؛ پسره چاق؛ چاق بد فرم؛ با زبانی که درست نبود؛ موقع حرفزدن تته پته هم داشت کمی؛ و عینک تقریبن تهِ تهاستکانی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر