‏نمایش پست‌ها با برچسب نوشتن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نوشتن. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه

کارکردِ رمان

من معتقدم رمان می‌تواند چیزی را بگوید که آن را به هیچ شیوه‌ی دیگری نمی‌توان گفت... هدفِ رمان توصیفِ جامعه نیست، زیرا مسلماً برای این‌ کار راه‌های به‌تری هست. یا توصیفِ تاریخ... رمان‌نویسان نیامده‌اند تا استالینیسم را بکوبند. چون سولژنیتسین می‌تواند با اعلامیه‌های خود این کار را بکند. اما رمان تنها وسیله‌ای است که با آن می‌توان وجودِ انسانی را با تمامِ جنبه‌هایش تشریح کرد، نشان داد، تحلیل کرد و پوست کَند. من هیچ فعالیت ِ دیگر روشن‌فکری را نمی‌شناسم که دارای این توانایی باشد... زیرا رمان در ارتباط با همه‌ی نظام‌های فکری نوعی شکایت ِ ذاتی دارد.



مصاحبه‌ای با میلان کوندرا، یان ماک‌ایوان، میلان کوندرا. بترجمه‌ی احمد میرعلایی. دماوند، 1364.

وبلاگیته!


خدا می‌داند چه قدر وب‌لاگ‌ها و نوشته‌های کوتاه را دوست دارم. شرافت دارند. مدعی نیستند. به هیچ‌ت کار ندارند. کار خودشان را می‌کنند. می‌نویسند بی که ادای این به اصطلاح داستان نویس‌ها را دربیاورند. چرا این این قدر اصرار بر رفتن در قالب یک نوع نوشته این قدر برای داستان نویس‌ها جذاب است؟! همین نوشته‌ای وب‌لاگیِ البته خوب، کلی حرف برای گفتن دارند که این داستان‌های به ظاهر درست، حتی یک جویی از مزرعه آن نوشته‌ را در خود ندارند. هر نوشته‌ای که نباید داستان باشد. ادبیات که چیز مشخصی نیست. نوشتن صرفا یک ابزار است که گاه داستان می‌سازد، گاه یک متن. متنی که خوب است. لذت بخش است فکر در آن. بیخیال...