خدا میداند چه قدر وبلاگها و نوشتههای کوتاه را دوست دارم. شرافت دارند. مدعی نیستند. به هیچت کار ندارند. کار خودشان را میکنند. مینویسند بی که ادای این به اصطلاح داستان نویسها را دربیاورند. چرا این این قدر اصرار بر رفتن در قالب یک نوع نوشته این قدر برای داستان نویسها جذاب است؟! همین نوشتهای وبلاگیِ البته خوب، کلی حرف برای گفتن دارند که این داستانهای به ظاهر درست، حتی یک جویی از مزرعه آن نوشته را در خود ندارند. هر نوشتهای که نباید داستان باشد. ادبیات که چیز مشخصی نیست. نوشتن صرفا یک ابزار است که گاه داستان میسازد، گاه یک متن. متنی که خوب است. لذت بخش است فکر در آن. بیخیال...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر