حرف مفتیست. اینکه میگویند در گذشته اینگونه وسیع و گسترده و... نبود راههای ارتباطی و خبررسانی و اطلاعرسانی و اصلا تو اسمش را بگذار، "صدور آگهی". همین. همین چرت است. نمیگویم اینطور نبود. یعنی گسترده باشد در گذشته. نه. منظورم این است که الان که این طور شده است، ما خودمان چهکار میکنیم. این را گفتن چه "غایتی" دارد؟ این که این راهها گسترده و مختلف و حتی ملون است، مفرّی است بر "حدودگذاری" یا حتی "بهبادسپاری"؟ یعنی بیاییم و بگویم:یک؛ حالا که گسترده شده، پس بشنیم همینجور قانون مانون تدوین و تصویب کنیم که مثلا از این راه استفاده بکنید و از آن یکی نه.دو؛ پس چون گستردهتر از گذشته است، پس اصولا دیگر ما یکسری نظارت و هر چیزی از این قماش را کمتر(در حالت به نسبه خوبَش) یا صفرتر(در حالت واویلایش)، نخواهیم داشت.
نه هر دوتای اینها، یا نه هر چند تای دیگر مثل اینها، حرف مزمزه شدهای حتی نیست. دقیقا "فرار" است از آنچه پدیدههای جدید میطلبند؛ "یادگیری". نه آن یادگیری که میگفتند؛ نسل قدیم از نسل جدید یاد بگیرد تا رفتار نسل جدید را بر آن(همان پدیده جدید) کنترل کند و از نو سوارش شود. نه، این نیست. این یک قلم یادگیری، از جنس "هوش" است. بلد نشدیم از هوشمان استفاده کنیم. و گرنه پدیدهی جدید ترکیب باطل یا همان بیتعریفی است. چرا که اگر ما، ما بودیم، میشد بفهییم چزی که اکنون داریم و به تعریف بهتر وسیلهی در دسترس ماست، چیزی است که از ما شروع یافته و در بستر امکان عملی ما وارد شده است. چیز غریبی نیست که نفهمیمَش.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر