یک عده هم هستند خیلی شبیه آنِ پنهانشان میشوند موقع ِ جورکردن یک چیز. خیلی واضح. و همانجاست که همین خودشان را نمیبینند. نمیبیند که چه نازل میشوند. نازل نه که مزخرف شوند و دلپسزن. نازل یعنی که ساختهشان را در معرض تحسین میگذارند. ساختهی حتی خوبشان را. ساختهای که قطعا لایق تحسین است. اما خواست سازندگانشان به تحسین یک برچسب نزولآمیزی میزند بر مابهازای ساختتهشان. یک برچسب که وقتی نگاهشان میکنی، نمیتوانی باور کنی این همان چیز استحسانی است؛ چیزی که لایق تحسن بود و سازندهاش نخواست یا نگذاشت تحسین بگیردو البته همیشه کسانی هستند با پایبندیِ بیدلیل یا به نظر بیدلیل یا به تعبیری تقلبی همراه او میشود و تا یک جای خیلی زیادی همراه تحسین قراردادی ساختهی سازنده میشنود. فراموشمان میشود انگار یک چیز برای نیاز ما بوده. برای استفاده ما. یا دستکم برای عدم استفاده ما. که همین عدمش هم جوری نیاز بوده. لااقل برای سازندهش. اما نیاز به تحسین شدن. نیاز به هوچی داشتن هیچ رقمه نمیتواند برود داخل این طیف نیازی. نمیتواند. یعنی نمیشود. غذا برای خوردن است. برای دور هم بودن. نه برای تحسین از آشپز. نه برای یکریز حرف زدن راجع به چه و چه و چهی غذا.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر