در شروع سفر و در وطن، حمد خواندن. گذاشتن سوره برای وقت برگشتن. برای پایان سفر. امید به دوباره بودن. دوباره دیدن جایی که همیشه دیده ای. و این یعنی سلامتی.
در یک جایی ازسفر، بلیت دو سفره ی مترو خریدن. برای رسیدن به شروع برگشتن. فقط یک سفرش را استفاده کردن. نگه داشتن یک سفرش. نگه داشتن یک سفرش برای دوباره بودن. دوباره دیدن جایی که کم میبینی ش. و این یعنی ابهام؛ محو شدن در خاطرات؛ ماندن در وضعیت میانی.
در یک جایی ازسفر، بلیت دو سفره ی مترو خریدن. برای رسیدن به شروع برگشتن. فقط یک سفرش را استفاده کردن. نگه داشتن یک سفرش. نگه داشتن یک سفرش برای دوباره بودن. دوباره دیدن جایی که کم میبینی ش. و این یعنی ابهام؛ محو شدن در خاطرات؛ ماندن در وضعیت میانی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر